|
اندر احوالات دیار کهن کاشمر
|
|
|
|
||||
|
دیشب، اعضای شورای اسلامی شهر کاشمر، آقای محمد خباززاده، رئیس نظام مهندسی شهرستان کاشمر را راهی عمارت شهرداری کاشمر نمودند. گرچه آقای بی تقصیر در وبلاگش تلاش دارد خود را نوسترداموس بداند و از پیشگویی خود بسیار کیفور شده است و سعی در القای این نکته دارد که گزینه نهایی اکثریت شورا از همان ابتدا خباززاده بوده و تمام این علافی ها و بحث بر سر گزینه های مختلف بازی بیش نبوده است، اما حقیقت آن است که شاید تنها گزینه ای که معتمدین رویش حساب باز نمی کردند خباززاده بود. درست است شهردار منتخب در بین چهار گزینه نهایی وجود داشت، اما جمع بندی نهایی روی انتخاب خباززاده معلول بوجود آمدن شرایط و ملاحظاتی بود که در همین اواخر شکل گرفت. اصلا ما به این کار نداریم چرا جناب بی تقصیر که از پیش گویی شان سرحال آمده اند و تلویحا معتمدین را به خاطر انتخابشان ملامت می کنند، نظری به عملکرد دوست عزیزشان آقای طباطبایی و رفقایش نمی کنند؟؟؟؟؟ چرا آقای طباطبایی با این همه ادعای فضل و کمال و تخصص و ایده های بکر، در طول پروسه طولانی انتخاب شهردار حتی یک گزینه ارائه نداد و با کمال تاسف شاهد بودیم که منتخب اول مردم کاشمر، در چندین جلسه به فرمان بلوکیان در جلسات انتخاب شهردار حاضر نشد و دو کوهسرخی دیگر نیز حاضر نشدند تا جلسه شورا از رسمیت بیفتد...آیا این کار جز پشت پا زدن به ۱۸۰۰۰رای و سنگ اندازی در مسیر حرکت شورا و گرفتن وقت شورا و تضییع حقوق شهروندان معنای دیگری دارد؟؟؟؟ اگر جناب شیخ شورا خود را مسئول می دانستند و در قبال رای بالایی که مردم به ایشان داده بودند احساس تکلیف می کردند، در بحث انتخاب شهردار به سنگ اندازی و قال کردن و آبستراکسیون مشغول نمی شدند.... شیخ با کرامت شورا حتی در جلسه دیشب که سه گزینه برای تصدی شهرداری مطرح بودند، از انتخاب گزینه اصلح ناتوان بود و نهایتا با زدن علامت ضربدر بر روی برگه رای خویش جواب موکلین خویش را داد... رای دیشب شیخ شورا و رفقایش که یقینا دیکته شده از سوی بلوکیان بوده است را نمی توان رای ممتنع نامید...بلکه این رای، سندی بر ناتوانی عضو مدعی تخصص و تفکر شورا از انتخاب فردی اصلح از بین سه گزینه و مهم نبودن سرنوشت شهر است. حق یارتان-۲۷/۳/۱۳۸۶
+
نوشته شده در ساعت توسط حق گو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی به ملکوت اعلی پیوست...
+
نوشته شده در ساعت توسط حق گو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیروز محمد رضا خباز در کاشمر حضور یافت و دفتر حزب اعتماد ملی را افتتاح کرد. وی همچنین آمادگی خود را برای حضور در عرصه انتخابات اعلام نموده است. پس هم اندیشان عزیز از امروز فعالیت های خویش را آغاز کنید تا همچون چهار سال پیش در فردای ۲۴ اسفند ماه سرافکنده و نادم و پشیمان نباشیم و شاهد اسارت شهرمان در چنگال منفعت طلبان نباشیم... حق یارتان-۲۶/۳/۸۶
+
نوشته شده در ساعت توسط حق گو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در دو روز پيش از اين، سه روز پيش از اين، در شانزده شهريور در تهران، دروازه دولت يك بساطي يهودي ها درست كردند، چهارصد، پانصد نفر يهودي دزد دور هم جمع شده اند و خلاصه حرفشان اين بوده كه شعاري براي يكي داده اند، يك فحشي به يكي داده اند، آن وقت نوشته اند به اينكه مجد مال يهود است، يهود برگزيده خداست، ما ملتي هستيم كه بايد حكومت بكنيم، نمي دانم چه بكنيم، كذا، ما با ديكتاتوري مخالفيم، ما با هيتلري مخالفيم، ماكذا، كذا. 43/6/18 آقا بترسيد شما از اينها (اسراییلیها)، يك جانورهائي هستند اينها. 43/6/18 تسليم به خواست هاي دولت پوشالي اسرائيل و به خطر انداختن اقتصاد مملكت، سند ضعف و نوكري است و سند خيانت به اسلام و مسلمين است. 46/1/27 اين ماده فساد كه در قلب ممالك اسلامي با پشتيباني دول بزرگ جايگزين شده است و ريشه هاي فسادش هر روزي ممالك اسلامي را تهديد مي كند، بايد با همت ممالك اسلامي و ملل بزرگ اسلام ريشه كن شود. 46/3/21 قبلا هم تذكر داده ام كه دولت غاصب اسرائيل با هدفهائي كه دارد براي اسلام و ممالك مسلمين خطر عظيم دارد و خوف آن است كه اگر مسلمين به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگيري از آنها امكان پذير نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است، لازم است بر دول اسلامي بخصوص و بر ساير مسلمين عموما كه دفع اين ماده فساد را به هر نحو كه امكان دارد بنمايند و از كمك به مدافعين كوتاهي نكنند و جايز است از محل زكوات و ساير صدقات در اين امر مهم حياتي صرف نمايند. 47/1/4 اينجانب كرارا" خطر اسرائيل و عمال آن را كه در راس آنها شاه ايران است گوشزد كرده ام. ملت اسلام تا اين جرثومه فساد را از بن نكنند روي خوش نمي بينند و ايران تا گرفتار اين دودمان ننگين است روي آزادي نخواهد ديد. 52/6/23 از خداوند متعال نصرت مسلمين و خذلان اسرائيل و عمال سياه آن را خواستارم. 52/6/23 من همواره مصرا خواسته ام كه مسلمانان سراسر جهان متحد شوند و بر ضد دشمنانشان از جمله اسرائيل مبارزه كنند، متاسفانه دعوت هاي مرا رژيم هاي مختلفي كه در كشورهاي مسلمان بر سر كار آمده اند نشنيده اند، من اميدوارم كه بالاخره اين دعوت ها شنيده شوند و من در اين راه پايداري خواهم كرد. 57/2/16 نترسید گویندهی این کلام احمدی نژاد نیست! احمدینژاد در مقابل این کلام عددی نیست! یعنی فکر نکنم خودش هم همچین ادعایی داشته باشد. احمدینژاد همچه جگری ندارد. این کلام کلام پیر محلهی جماران است. او خمینی کبیر بود.
حالا می توان سوال کرد که با آرمانهای امام چه کردیم که سخنان رقیق احمدینژاد علیه اسراییل اینگونه غوغایی در دنیا به پا کرده و عدهای هم در داخل آن را خطرناک و زیانبار میدانند! گویا ما با هزار خواهش و تمنا تلاش کردیم تا دنیا سخنان خمینی را نشنیده بگیرد و اتفاقا دنیا هم همین کار را کرد! ما با آرمان خمینی معاملهی خوبی نکردیم . خدایا ما را ببخش و بر کوتاهیهایمان رحم آور و ما را در مقابل کفار و مخصوصا اسراییل ثابت قدم بدار. خدایا ما را جزو نابود کنندگان این جرثومه فساد و این غدهی سرطانی فاسد قرار بده. آمین از خداوند تعالي توفيق شما را در سركوبي اسرائيل غاصب خواستار و استقلال كشورهاي اسلامي را خواهانم. 57/6/28 ما هم مثل برادر با آنها همدوش و همرزم خواهيم بود. بيت المقدس بايد به مسلمين برگردد، اسرائيلي ها غاصبند. 57/8/2 همه بايد متحد شوند و متحدا در مقابل اين جمعيت متجاوز بايستند و عمل كنند و دست غاصب او را قطع كنند. اصولا اين تكليف همه مسلمين است كه قدس را آزاد كنند و شر اين جرثومه فساد را از سر بلاد اسلامي قطع كنند. 57/9/16 اسرائيل مطرود ماست57/9/20 يك اسرائيلي پايش را بگذارد ايران، بر مردم ايران واجب است كه اينها را از بين ببرند. اسرائيلي مي آيد! غلط مي كند اسرائيلي كه مي آيد. اينها مي ترسانند شما را، به اعتصابتان ادامه بدهيد و مردم هم با اينها همراهي بكنند،57/9/25 اسرائيل از نظر اسلام و مسلمين و تمامي موازين بين المللي، غاصب و متجاوز است و ما كمترين اهمال و سستي را در پايان دادن به تجاوزات او جايز نمي دانيم. 57/10/10 سوال : شما در بياناتتان فرموديد كه اسرائيل دشمن اسلام است، آيا حكومت اسلامي ممكن است به اين كشور اعلان جنگ بدهد؟ جواب : بسته به مقتضاي زمان است. 57/11/3 یاسر عرفات: از پيروزي شما مطلب مهمي گفت «بگين» كه: «دوران تاريكي در اسرائيل پيش آمده.» امام :انشاي الله 57/11/29 بر مسلمين و بر دولت هاي اسلامي است كه با هم متحد بشوند و اين جرثومه فساد را از بن و بيخ بركنند و كساني كه پشتيباني آنها را مي كنند، اجازه ندهند كه پشتيباني كنند. 58/2/31 من از سال هاي طولاني راجع به اسرائيل و راجع به جنايات او هميشه در خطبه ها و در نوشته ها گوشزد كرده ام به مسلمين كه اين يك غده سرطاني است در يك گوشه ممالك اسلامي و اينطور نيست كه اكتفا بكند 58/2/1 امام خطاب به نماینده حافظ اسد: ما در كنار شما با اسرائيل و آمريكا در حال مبارزه هستيم و اميدواريم كه لشكر حق بر لشكرهاي طاغوتي و شيطاني غلبه كند. 58/3/19 براي من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلاميه و ملت هاي اسلام اگر مسلمين مجتمع بودند، هر كدام يك سطل آب به اسرائيل مي ريختند او را سيل مي برد، معذلك در مقابل او زبون هستند. 58/5/25
اشتباه سابق بايد جبران بشود به اتحاد مسلمين و تشكيل حزب مستضعفين بر ضد مستكبرين كه در راس آنها آمريكاي جاني است و نوكر بسيار فاسد او كه اسرائيل است. اين اشتباه دول اسلامي و اعراب خصوصا بود و بايد جبران كنند اين اشتباه را و در پيشگاه خداي تبارك و تعالي توبه كنند. و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و ارتش انقلابي و پاسداران انقلابي، هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روئساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روئساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد. من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن ((حزب الله)) حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم. 58/5/27 مولاي ما اميرالمومنين سلام الله عليه آن مرد نمونه عالم، آن انسان به تمام معنا انسان، آن كه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و با مستضعفين آنطور بود، با مستكبرين و با كساني كه توطئه مي كنند - شمشير را - مي كشت هفتصد نفر را در يك روز (چنانچه نقل مي كنند) از يهود بني قريضه كه نظير اسرائيل بود و اينها از نسل آنها شايد باشند، از دم شمشير گذراند. خداي تبارك و تعالي در موضع عفو و رحمت، رحيم است و در موضع انتقام، انتقامجو، امام مسلمين هم اينطور بود، در موقع رحمت، رحمت، و در موقع انتقام، انتقام. ما نمي ترسيم از اينكه در روزنامه هاي سابق، در روزنامه هاي خارج از ايران براي ما چيزي بنويسند ما نمي خواهيم وجاهت در خارج از كشور پيدا بكنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و خواهيم كرد. 58/5/27 امروز قبله اول مسلمين، به دست اسرائيل اين غده سرطاني خاورميانه افتاده است،58/7/7 متحد شويم و دست جنايتكاران چپ و راست را كه در راس آن آمريكاست قطع نموده و اسرائيل را از ريشه بركنيم و حق مردم فلسطين را به خودشان بسپاريم. از خداوند متعال بيداري مسلمين و اتحاد كلمه آنان و عظمت كشورهاي اسلامي را خواستارم. 58/8/8 سوال: در خواست هاي شما نابودي كشور اسرائيل است، اگر اين منجر به نابودي اسرائيل شود و فلسطيني ها پيروز گردند، يهوديان چه سرنوشتي خواهند داشت جواب: يهودي ها حسابشان از صهيونيست ها جداست. اگر چنانچه مسلمين بر صهيونيست ها غلبه پيدا بكنند، همان حالي را پيدا مي كنند كه شاه مخلوع پيدا كرد و اما با يهودي ها كاري ندارند، ملتي هستند مثل ساير ملل زندگي آنها انجام مي گيرد و تصرفي به آنها نيست. 58/8/17 اكنون چنانكه آثارش ظاهر شده است، امريكا و شاخه فاسد آن اسرائيل در صدد است كه مسجدالحرام و مسجدالنبي را قبضه كند. باز هم مسلمانان نشسته و تماشاگرند و بي تفاوت. برخيزيد و از اسلام و مركز وحي دفاع كنيد و از اين هياهوها نهراسيد كه امروز اسلام به شما محتاج است و شما در قبال خداوند متعال مسئول هستيد. 58/9/4 ما از مردم بي پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مي كنيم. اسرائيل اين جرثومه فساد هميشه پايگاه آمريكا بوده است. من در طول نزديك به بيست سال خطر اسرائيل را گوشزد نموده ام بايد همه بپا خيزيم و اسرائيل را نابود كنيم و ملت قهرمان فلسطين را جايگزين آن گردانيم. 58/11/22
![]() راه امام خمینی راه ما، هدف او هدف ما، و رهنمود او مشعل فروزنده راه ماست.
حق یارتان - ۲۰/۳/۱۳۸۶
+
نوشته شده در ساعت توسط حق گو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چند سالي است كه پروژه تشكيك در جنگ و ايجاد سؤال و شبهه در مورد آن و خصوصاً مطرح كردن شبهه مغرضانه ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر كليد خورده است و متأسفانه هيچيك از متصديان بحث دفاع مقدس و وابستگان فكري و روحي به امر مبارك دفاع مقدس به اين شبهات پاسخ در خوري ندادهاند و دستگاه تبليغاتي برخي جريانات همچنان بر طبل نادرست بودن ادامه جنگ پس از سوم خرداد ۶۱ميكوبند. اين نوشتار سعي دارد پاسخي دهد به شبهه ادامه جنگ، درحد توان نگارنده كه خود جنگ را لمس نكرده اما وابستگي روحي شديدي به جنگ و جبهه دارد. پس از حمله نظامي عراق به ايران و تصرف مناطق حساس و استراتژيك خوزستان، بنيصدر اقدام به انجام چهار عمليات، بدون مداخله سپاه نمود كه هر چهار عمليات با شكست مواجه شد، پس از عزل بنيصدر و فرار وي و تغيير در استراتژي جنگ كه حاصل ورود سپاه به عرصه نظامي و پياده شدن تفكرات شهيد حسن باقري بود، چهار عمليات بزرگ انجام شد كه هر چهار عمليات نتايج درخشاني داشت و ارتش عراق را از مناطق بسياري عقب راند، شكست آبادان در پی عمليات ثامنالائمه، آزادسازي بستان در پي عمليات طريق القدس، آزادسازي شوش و سوسنگرد در پي عمليات فتحالمبين و سرانجام فتح خرمشهر در پي عمليات بيت المقدس. پس از انجام اين چهار عمليات، توازن قدرت در جنگ به سود ايران تغيير كرد، شايان ذكر است كه هدف نهايي عمليات بيتالمقدس، ورود به خاك عراق و ساقط نمودن حزب بعث بود. آمريكا از قدرت گرفتن ايران به وحشت افتاد و خطر سقوط رژيم بعثي را احساس كرد، به همين علت بلند گوهاي تبليغاتي استكبار و سازمانهاي به ظاهر بيطرف، پيشنهاد آتش بس را مطرح ميكردند و بعضاً نيز به صورت شفاهي قول پرداخت غرامت به ايران در صورت قبول آتش بس را ميدادند. محل اشكال منتقدين به ادامه جنگ همين دو مطلب است كه چرا با توجه به آمادگي پرداخت غرامت، ايران آتش بس را نپذيرفت؟ آنچه كه پس از فتح خرمشهر و در سالهاي بعد از فتح خرمشهر مطرح ميشد آتش بس بود نه صلح. آتش بس يعني اينكه نيروهاي طرفين در مكاني كه هستند بايستند و در آن صحبتی از بازگشت به مرزهاي تعيين شده نيست و همچنين هر لحظه امكان شروع مجدد جنگ وجود دارد و تداوم آتش بس هيچ ضمانت اجرايي ندارد، اما در صلح چنين نيست و دو طرف بايد به مرزها برگردند و متجاوز جهت پرداخت غرامت بايد مشخص شود در حالي كه در آتش بس صحبتی از متجاوز به ميان نميآيد. ايران در اين شرايط براي خاتمه دادن به جنگ شرايط زير را مطرح كرد و پذيرش خاتمه جنگ را منوط به تحقق اين شرايط اعلام نمود: ۱-عقبنشيني كامل عراق از مناطق اشغالي ۲- اعلام عراق به عنوان متجاوز ۳- پرداخت غرامت به ايران. جامعه بين الملل در مقابل شرايط ايران تنها به آتش بس اصرار ميورزيد و هيچكدام از شرايط ايران را قبول نكرد. آقاي رجايي خراساني نماينده وقت ايران در سازمان ملل ميگويد: «در آن زمان در مذاكراتي كه داشتيم به ما ميگفتند در قدم اول و قبل از هرگونه بحث و مذاكرهاي بايد آتش بس برقرار شود». اين تأكيد در وضعيتي صورت ميگرفت كه هنوز ۵۰۰۰ كيلومتر از خاك ايران از جمله نفت شهر در اشغال عراق بود و هيچ تضميني براي تأمين خواستههاي ايران وجود نداشت و سرانجام آتش بس مشخص نبود. ضمن اينكه هيچگونه سند و مدركي مبني بر پيشنهاد پرداخت غرامت وجود ندارد، هاشمي رفسنجاني در كتاب حقيقت و مصلحتها ميگويد: «وقتي خرمشهر فتح شد، شايعاتي در مورد پيغام صلح يا دادن پول در كشور مطرح بود، ولي ما كه مسئول بوديم، ميدانستيم اين شايعات دروغ است.» در حقيقت آمريكا و ايادي استكبارياش هيچگاه به فكر خاتمه جنگ نبودهاند و هدفشان از طرح آتش بس اين بوده كه با توقف جنگ، سير پيروزيهاي ايران متوقف و عراق فرصتبازسازي را داشته باشد و با يورشي ديگر كار نظام جمهوري اسلامي ايران را يكسره كند. در اين شرايط و با توجه به موقعيت برتر نظامي و وضعيت حاكم بر منطقه، ايران سه راه زير را پيش رو داشت: ۱- ايران بدون توجه به شرايط خود و بر اثر فشارهاي بينالمللي و در حالي كه نيروهاي عراق در خاك ايران حضور داشتند، با پذيرش آتش بس وارد مذاكره ميشد بدون آنكه از اهرم فشاري براي تأمين خواستههاي خود برخوردار باشد، كه اتخاذ اين روش قطعاً كار عقلاني نبود و اعتمادي هم به عراق و مجامع بينالمللي وجود نداشت. ۲- ترك مخامصه بدون اتمام جنگ: بدين معنا كه ايران راه حل اول را نميپذيرفت و در عين حال از ورود به داخل خاك عراق خودداري ميكرد و در مرز خود مستقر ميشد. انتخاب اين راه حل با توجه به اين كه عراق نفت شهر را در اختيار داشت و در عين حال به دنبال فرصت براي بازسازي و تجديد قوا بود، چه معنايي داشت؟ ۳- ورود به خاك عراق براي تنبيه متجاوز با هدف تأمين صلح شرافتمندانه راه حل ديگري بود كه ايران انتخاب كرد. حضرت امام بر اين باور بودند كه :«امروز كه قدرت داريم، اگر مجرم را رها كنيم، اين به معناي آتش بس و صلح نيست». ايران براي اجراي راهكار سوم و به دست آوردن اهرم فشاري براي تأمين شرايط و خواستههايش، عمليات رمضان را با هدف تصرف بصره طراحي نمود. بنابراين، تصميمگيري براي ادامه جنگ پس از خرمشهر با جميع ملاحظات از نظر اصولي صحيح بود ولي اگر اين تصميم به نتيجه نرسيد بيش از آنكه متأثر از اصل تصميمگيري باشد، ريشه در نحوه اجراي آن در عمليات رمضان داشت، نگراني نسبت به احتمال هوشياري دشمن و واكنش سازمان ملل در برابر تصميم ايران سبب گرديد، عمليات رمضان در منطقه شرق بصره با تعجيل انجام پذيرد، ناكامي در اين عمليات بخش بزرگي از دستاوردهاي حاصل از فتح خرمشهر را تضعيف كرد. در واقع اگر عمليات رمضان منجر به پيروزي ميشد و جنگ بر اساس اين پيروزي به پايان ميرسيد آيا اين پرسش كه چرا جنگ ادامه يافت، بوجود ميآمد؟ با اين توضيحات پرسشي به ميان ميآيد كه اگر جمهوري اسلامي ايران برابر نظر منتقدين، جنگ را پس از فتح خرمشهر تمام ميكرد، آيا امروز به جاي علت ادامه جنگ اين پرسش مطرح نميشد كه چرا ايران در وضعيتي كه در موضع برتر قرار داشت و احتمال سقوط صدام وجود داشت و عراق بخشي از خاك ايران را در اشغال خود داشت، جنگ را اين گونه به پايان رسانید؟ به نظر نگارنده هيچ نيازي به استدلالهاي فوق نيست، در مقابل اين شبهه بايد گفت كه اصلاً مگر ما براي آب و خاك ميجنگيديم كه حال با آزادسازي خرمشهر، صلح كنيم و دست از جنگ بكشيم؟ ؟ درصد بسيار كمي از رزمندگان ما براي آب و خاك جنگيدند. مگر حضرت روحالله نفرمود:«جنگ ما، جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نميشناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم». و مگر شعارش اين نبود كه: «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم». و اگر هم ۵۹۸ را پذيرفتيم به شرايط خاص آن زمان بر ميگشت كه امام عزيزتر از جان آن را به جام زهر تشبيه كرد. بر فرض هم كه جنگ ما، جنگ براي آب و خاك بود، پس از آزادسازي خرمشهر تكليف ۵۰۰۰ كيلومتر مربع باقيمانده در اشغال دشمن چه ميشد؟ و آيا اعتماد به امريكا و ايادياش و پذيرش آتش بس بدون هيچ شرطي معقولانه بود؟ شايد در آينده و به مناسبتي از علل شكست عمليات رمضان و علل فرسايشي شدن جنگ و قبول قطعنامه ۵۹۸ چيزي بنويسم. متأسفانه در چند ساله اخير، بعضي فيلمها مثل «به نام پدر» و بعضي نوشتهها اين را القا ميكنند كه جنگ براي ما چيزي جز بدبختي نداشته و نسل جنگ مديون به نسل بعد از جنگ هستند، ولي بايد گفت كه هنوز آن زمان كه بخواهند ما را به خاطر جنگيدن مواخذه كنند نرسيده است. ما به مقتدایمان، عزيزتر از جانمان، حضرت روحالله اقتدا ميكنيم، كه در پيامش به ملت ايران در تاريخ ۲۹/۶۷/۴ فرمود: «شما ميدانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصيم امروز(قبول قطعنامه) فقط براي تشخيص مصلحت بود، و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویي داشتهام با خدا معامله كردهام. عزيزانم، شما ميدانيد كه تلاش كردهام كه راحتي خود را بر رضايت حق و راحتي شما مقدم ندارم. خداوندا، تو ميداني كه ما سر سازش با كفر نداريم .... نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد. تمامي اينها خيالات باطل مليگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. مليگراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بينالملل اسلامي در جهان فقر و گرسنگي است. ما ميگوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم ... امروز خميني آغوش و سينه خويش را براي تيرهاي بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاي دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براي درك شهادت روزشماري ميكند.» آري، مكتب ما، مكتب مبارزه و شهادت است و صلح و تساهل و تسامح نميشناسد و هراس آن دارد كه شهادت مكتب او نيست. و باز پير جماران بود كه جنگ را نعمت و نه نقمت معرفي كرد: «هر روز ما در جنگ بركتي داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم، ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرديم. ما در جنگ دوستان و دشمنان را شناختيم. ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم. ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم. ما در جنگ ريشههاي پر بار انقلاب اسلاميمان را محكم كرديم.» (پيام به روحانيت، اسفند۶۷) نگارنده جنگ را نعمت ميداند و از جنگ اينگونه تعبير ميكند: «گنج جنگ» جنگي كه ديروز بود، جنگ در عرصه نظامي و جبههها بود اما جنگي كه امروز هست: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پا برهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است ...» (پيام امام به مناسبت قطعنامه، تير ۶۷) جبهه امروز و خط مقدم بچههاي انقلاب، جبههي فرهنگي انقلاب اسلامي است. و تنها راه نجات و سعادت ما بازگشت به آرمانهاي انقاب و آراء و تفكرات ناب خميني كبير است كه مسئولين دستگاههاي فرهنگي و رسانهها بايد پاسخگوي مهجور ماندن تفكرات امام باشند... حق یارتان- ۹/۳/۱۳۸۶
+
نوشته شده در ساعت توسط حق گو
|
|
|||||
|
|||||