تبليغاتX
شورا یار کاشمر
اندر احوالات دیار کهن کاشمر
 

پس از بررسی صلاحیتها در هیئت اجرایی آقایان گل، مزاري مقدم، سالاري و مزروعي ردصلاحيت شدند، پس از اين مرحله نوبت به هيئت نظارت است كه نظر خودش را درباره صلاحيت كانديداها ابراز نمايد و امروز آخرين روز بررسي صلاحيت ها توسط هيئت هاي نظارت بوده كه طبق اخبار رسيده آقايان جعفرپور، رجبي، يك بنده خدايي از بردسكن و طباطبايي ردصلاحيت شده اند. البته اين ردصلاحيت ها قطعي نيست و ردصلاحيت شدگان مي توانند اعتراض خود را به شوراي نگهبان منعكس نمايند.

از مطالعه مطلب قبلي غفلت نفرماييد...

حق گو - يكشنبه ۱۴/۱۱/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حق گو  | 

   در چند روز گذشته چشمان شگفت زده مان شاهد سفر رئيس مجلس شوراي اسلامي به مصر و ديدار و خوش و بش وي با حسني مبارك بود، همچنين هنوز يادمان نرفته بهار امسال را كه رئيس جمهور در اظهارنظري خفت بار اعلام كرد كه اگر مصر آمادگي داشته باشد ما تا پايان وقت اداري امروز سفارتمان را در قاهره برپا مي كنيم!!!

مگر رابطه با مصر، اين جنايتكار كثيف كه جيره خوار اسرائيل و به ذلت كشاننده اسلام است، چقدر منافع به اصطلاح ملي!!!ما را تامين مي كند كه ملت ما بايد شاهد اين خفت و خواري باشد؟؟؟!!!

در اين ميان، غرور و عزت ملت ما به كنار!!!جواب مستضعفين جهان را چه مي دهيم؟؟نااميد شدن اميد پابرهنگان جهان و مبارزان فلسطيني را چگونه مي توانيم ناديده بگيريم؟؟ما را چه شده است؟؟هنوز جوهر امضاي قرارداد كمپ ديويد خشك نشده است!!!هنوز ذهنمان توان يادآوري دست و پازدن ها و خوش خدمتي هاي حسني مبارك در كنفرانس آناپوليس را دارد!!!همان كنفرانسي كه اولين نتيجه اش محاصره غزه و قتل عام غيرانساني مردم مظلوم غزه بود، تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل...

ما نخواسته ايم آن منافع به اصطلاح ملي را كه باعث دلشكستگي و نااميدي مستضعفان شود...

هنوز سخنان پيرجماران در گوشمان هست كه ما را از اين خبيث برحذر مي داشت و هنوز كه ماهيت دولت مصر و حسني مبارك عوض نشده است كه ما خواسته باشيم فرامين امام را پشت گوش بيندازيم...

شايد سخنان گهربار اماممان را فراموش كرده ايم كه اينچنين بي خياليم؟؟!!يك بار ديگر اگر البته وقتمان اجازه مي دهد!ببينيم امام چه گفته است...به خدا باور كنيد امام چنين روزهايي را مي ديده و ديشب شبي گفته است براي امروز روز ما...البته يادمان نرود كه زياد از عصر امام فاصله نگرفته ايم...

 

 

                  ما را با سازشکاران و خائنان جهان اسلام چه کار است؟!

 

صحيفه امام    ج‏7    168    نامه به آقاى ابراهيم يزدى وزير امور خارجه(قطع رابطه سياسى ايران با مصر). .....  ص : 168

 

نامه به آقاى ابراهيم يزدى وزير امور خارجه (قطع رابطه سياسى ايران با مصر)

زمان: 10 ارديبهشت 1358/3 جمادى الثانى 1399

مكان: قم

موضوع: قطع رابطه سياسى ايران با مصر

مخاطب: يزدى، ابراهيم (وزير امور خارجه دولت موقت)

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

جناب آقاى دكتر ابراهيم يزدى، وزير امور خارجه

با در نظر گرفتن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بى‏چون و چراى دولت مصر از امريكا و صهيونيسم، دولت موقت جمهورى اسلامى ايران قطع روابط ديپلماتيك خود را با دولت مصر بنمايد ..

10/2/58

روح اللَّه الموسوى الخمينى‏

 

صحيفه امام    ج‏7    170    پيام به آقاى معمر قذافى(وحدت، رمز پيروزى). .....  ص : 169

مسئوليتهاى دولتهاى اسلامى در پيشگاه خداى توانا و در پيشگاه ملتها بسيار بزرگ است. دولتهاى اسلامى بايد دولت مصر را در اين خيانت بزرگ كه به اسلام و مسلمين نموده است به جاى خود بنشانند و با آن قطع رابطه كنند. ملت مصر بايد دست اين خيانتكار را از كشور خود قطع كند و ننگ سرسپردگى به امريكا و صهيونيزم را از ملت بزدايند. من به دولت دستور دادم كه با مصر قطع رابطه نمايد.

 

صحيفه امام    ج‏10    396    پيام به ملت الجزاير(بازگشت به فرهنگ اسلامى). .....  ص : 395

ما توطئه مصر و امريكا و اسرائيل را براى در هم كوبيدن نهضت بزرگ مردم مبارز فلسطين شديداً محكوم مى كنيم.

 

صحيفه امام    ج‏14    77    پيام به ملت ايران و مسلمانان جهان(توصيه‏هاى نه گانه به ملت). .....  ص : 71

 امروز اسرائيل و دوست صميمى‏اش مصر، در منطقه، در فكر ايجاد يك هسته مركزى براى نابودى مسلمانها و ارزشهاى عالى فكرى آنها مى‏باشند، اخيراً عراق و بعضى سران كشورهاى منطقه هم با اين طرح موافقت نموده‏اند. من نزديك به بيست سال است خطر صهيونيسم بين الملل را گوشزد نموده‏ام و امروز خطر آن را براى تمامى انقلابات آزاديبخش جهان و انقلاب اخير اسلامى ايران نه تنها كمتر از گذشته نمى‏دانم

 

صحيفه امام    ج‏16    266    پيام به ملت ايران به مناسبت سوم شعبان و روز پاسدار(هشدار به حاميان صدام). .....  ص : 263

دولت مصر و اردن اگر عرضه داشتند و در فكر شرف انسانى و عربى بودند خود را از اسارت رژيم صهيونيستى اسرائيل رهايى مى‏بخشيدند، نه آنكه در شناسايى اسرائيل كوشش مى‏كردند و با طرح اسارت بار «كمپ ديويد» رشته‏هاى اسارت و ذلت خويش را محكمتر مى‏نمودند

 

صحيفه امام    ج‏16    302    متهم نمودن ايران به داشتن روابط با اسرائيل. .....  ص : 301

آنها مى‏گويند نبايد اسلام باشد، به صراحت مى‏گويند؛ يعنى، مثل دولت مصر با صراحت مى‏گويد كه اين جمهورى اسلامى نبايد باشد. رئيس جمهور مصر با رئيس جمهور اسرائيل با هم مقابله كردند و اتحاد كردند به اينكه اسلام را بكوبند. آن ادعا مى‏كند كه من رئيس جمهور يك كشور مسلمان هستم و عراق ادعا مى‏كند كه ايران با اسرائيل مربوط است و ليكن اسرائيل و مصر با هم پيمان مى‏بندند كه كمك عراق بدهند به ضد ايران

 

صحيفه امام    ج‏16    258    پيام به ملت ايران(تجليل از رزمندگان اسلام و تبريك فتح خرمشهر). .....  ص : 257

 و من نصيحت برادرانه به شما مى‏كنم كه كارى نكنيد كه قرآن كريم براى برخورد با شما تكليف نمايد و ما به حكم خدا با شما رفتار كنيم. و يقين بدانيد كه امثال حسنى مبارك‏ مصرى (1) و حسين اردنى (2) و ديگر هم جنايتكارانِ آنان براى شما نفعى ندارند و دين و دنياى شما را تباه مى‏كنند.

 

صحيفه امام    ج‏16    510    پيام به مسلمانان جهان و زائران بيت الله الحرام(بيان مصائب مسلمين). .....  ص : 510

 به جاى تبريك، تعزيت بايد گفت. تعزيت نه فقط براى تجاوز شيطان بزرگ امريكاى جنايتكار بر حريم مسلمين؛ و نه فقط براى هجوم حكام تروريست و جنايت پيشه اسرائيل بر كشور عزيز اسلامى لبنان، و نه براى جنايات صدام عفلقى اين نوكر بى‏اراده امريكا و اسرائيل بر مسلمانان عرب و غيرعرب جنوب و غرب كشورمان ايران؛ و نه براى جست وخيز و شادمانى سران كشورهاى مصر، اردن، سودان، مغرب و غير آنان براى پيروزى دشمنان اسلام و بشريت بر مظلومان لبنان و بيروت و به خاك و خون كشيدن هزاران جوان و پير و طفل، زن و مرد بيگناه‏

 

صحيفه امام    ج‏20    353    پيام به آقاى مهدى كروبى، سرپرست حجاج ايرانى(كشتار زائران ايرانى). .....  ص : 349

آيا ستمكارى بر حق و خلق و بر رسول خدا و امت بزرگوار حضرت رسول خاتم، بالاتر از آنچه آل سعود با كعبه و حرم امن الهى و با زائران مجاهد آن كه همه چيز و همه كس خود را در راه دوست و آرمان اسلام تقديم كردند، مى‏توان تصور كرد؟ آيا جرم اين مجاهدان كه به فرمان خداوند تعالى نداى برائت از مشركين را انجام داده‏اند، جز برائت از خدايان آل سعود و سعوديهاى عصر حاضر و شاه حسين و شاه حسن و مبارك نامبارك (1) و صدام عفلقى است؟ آيا سكوت در مقابل اين ستمگريها كه در طول تاريخ سابقه نداشته است، چيزى جز رضاى به اين جرم و شركت در ظلم و ستم ظالمين و ستمگران است؟ و در هر صورت آل سعود براى تصدى امور كعبه و حج لياقت نداشته و علما و مسلمانان و روشنفكران بايد چاره‏اى بينديشند. زائران شريف ايرانى امسال پيام انقلاب و برائت خود را با خونشان به جهان و به امت اسلام ابلاغ نمودند و با تقديم شهداى بزرگ به پيشگاه مقدس حق از سازندگان و بانيان سياست نه شرقى و نه غربىِ كعبه خداوند گشتند و ملت بزرگ ايران نيز با تجليل گسترده خود از شهدا و شركت ميليونى خود در راهپيمايى و اعلان برائت از كفر خصوصاً آل سعود به وظيفه انقلابى و الهى خود عمل نموده‏اند كه در اينجا لازم است از حضور گسترده آنان و همه اقشار و خواهران و برادران تشكر كنم. اكنون نوبت زائران ديگر كشورها و خصوصاً علما و روشنفكران و گويندگان است كه پيام مظلوميت ما را به جهان ابلاغ كنند. ان شاء اللَّه زائران محترم ايرانى با مقاومت و صبر بقيه اعمال خود را به اتمام برسانند و با گامهاى محكم و دلى آرام و قلبى سرشار از رضايت و لبى خندان، شادى پيروزى خون بر شمشير و شهادت در كنار خانه خدا را جشن بگيرند و افرادى كه به مدينه منوره مشرف مى‏شوند، سلام شهيدان به خون خفته كعبه و مجروحين خانه امن را به رسول خدا و ائمه هدى- عليهم السلام- ابلاغ كنند و اين موفقيت بزرگ را به محضرشان تبريك بگويند و به راه خود با صلابت و اطمينان ادامه دهند و مشكلاتى كه امريكا و عربستان بر آنان تحميل نموده‏اند به حساب خدا و دفاع از پيامبر بگذارند.

 (1)- حسنى مبارك، رئيس رژيم حاكم بر مصر. او به همراه صدام حسين، ملك حسين وملك حسن، پس از واقعه خونبار مكه و شهادت صدها زائر ايرانى به دست عوامل و دژخيمان آل سعود، پيامهاى تبريكى براى ملك فهد، پادشاه عربستان سعودى فرستادند!

 

صحيفه امام    ج‏16    520    پيام به ملت ايران در سالگرد آغاز جنگ تحميلى(جنايات صدام و امريكا در ايران). .....  ص : 518

و خجالت نه از براى سران اين دولتها، بلكه براى انتسابشان به اسلام،و از آن جهت كه متأسفانه امور مسلمانان به دست اينان است. پيامد آن خدمتگزاريها به اين جنايتكار، قتل عام بيگناهان بيروت؛ جنايتى كه عمق آن را ما نمى‏دانيم. حجم جنايت به قدرى بوده است كه به حسب گزارش خبرگزاريها خشم جهانيان را برافروخته است. حتى جنايتكاران جهان، چون «ريگان» و «حسنى مبارك» را به صورت ظاهر وادار به محكوم نمودن آن نموده است.

 

صحيفه امام    ج‏17    317    پيام به ملت ايران و مسئولين نظام(هفت تذكر به مردم و مسئولان). .....  ص : 316

 و سردار نگونبخت قادسيه دستِ دريوزگى به هر طرف دراز و چشم اميد به جنايتكاران ورشكسته دوخته كه چند روزى ديگر به جنايات خود نسبت به ملت مظلوم عراق و مسلمان عرب و غير عرب ايران و منطقه ادامه دهد. و آنچنان بيچاره و درمانده شده است كه با وقاحت تمام، قلم سياه بر ادعاهاى پوچ خود كشيده، و با اسرائيل- كه تا ديروز ادعاى دشمنى با آن را مى‏كرد- دوست صميمى شده، و با امريكا- كه مدعى ترك روابط با آن بود- آرزوى وابستگى مى‏كند، و با دويله‏هاى وابسته به امريكا- كه با اخافه و ارعاب و عربده جيب آنان را خالى كرده بود- اكنون با تملق و سرافكندگى چشم طمع دوخته است، و به حسنى (2) و حسن (3) و حسين (4) و نميرى (5) و ديگر جنايتكاران تاريخ- كه خود ورشكستگانى بيش نيستند- اميد نجات بسته است‏

(2)- حسنى مبارك، رئيس حاكم بر رژيم مصر.

 (3)- ملك حسن، پادشاه مغرب (مراكش).

 (4)- ملك حسين، پادشاه اردن.

 (5)- محمد جعفر نميرى، رئيس جمهور سودان.

 

صحيفه امام    ج‏17    363    لزوم تصفيه عناصر وابسته از كشورهاى غير متعهد. .....  ص : 362

 اگر يك نفر فاسد در بين شما باشد نمى‏گذارد كار شما انجام بگيرد. بايد اول امثال اينها را، صدام را، حسين را، حسنى را، حسن را و امثال اينها را از بين خودتان طرد كنيد تا بتوانيد يك كنفرانس صحيح تشكيل بدهيد و يك جنبش غيرمتعهد باشد.

 

صحيفه امام    ج‏20    99    پيام به مردم و زائران بيت الله الحرام به مناسبت ايام حج(مهجوريت حج ابراهيمى). .....  ص : 86

و اكنون نيز كه بازيگران حرفه‏اى با ترفندهاى مختلف مى‏خواهند سلطه غارتگرانه سالهاى طولانى را حفظ و از وحدت مسلمين و از اسلام بزرگ كه سيلى خورده‏اند و سخت آشفته هستند، عمال معلوم الحال خود را به راه انداخته‏اند تا نگذارند اسلام به پيروزى برسد؛ همچون حسن مراكشى (1) كه با ملاقات و دست دوستى دادن به «پِرِز» (2) به اسلام و ملتهاى مسلمان بويژه ملت عرب و فلسطين خيانت فاحش نابخشودنى نموده و بر ملت و دولتهاى اسلامى و عربى است كه با برخورد قاطع دست اين خيانتكار را قطع كنند؛ و چون حسين اردنى، (3) اين دلال دوره گرد خيانتكار كه تا دولتهاى منطقه را به دام شيطان بزرگ نيندازد از پاى نخواهد نشست؛ و چون «حسنى مبارك» (4) نسخه دوم انورسادات و ديگر خائنين به اسلام را از خود برانند كه اينانند كه شما را بازيچه خود قرار داده‏اند

 (1)- ملك حسن، شاه مراكش (مغرب).

 (2)- شيمون پرز، نخست وزير رژيم صهيونيستى.

 (3)- ملك حسين، شاه اردن.

 (4)- رئيس حاكم بر رژيم مصر.

 

صحيفه امام    ج‏21    398    وصيتنامه سياسى - الهى. .....  ص : 393

 و ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنى اين جنايت پيشه دوره گرد، و و حسنى مبارك هم آخور با اسرائيل جنايتكارند و در راه خدمت به امريكا و اسرائيل از هيچ خيانتى به ملتهاى خود رويگردان نيستند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حق گو  | 

 
در حالي که از ابتداي اين هفته هيأت‌هاي نظارت کار رسيدگي به شکايات نامزدهاي نام‌نويسي کرده و بررسي صلاحيت کليه نامزدها را آغاز کرده‌اند، تجربه عملکرد جناحی و غیراصولی دست اندرکاران ببرسی صلاحیت ها و ردصلاحیت های گسترده باعث بازانتشار فرازهای مهم توصیه های رهبری به شورای نگهبان شد که نشانگر روی زمین ماندن منویات مقام معظم رهبری توسط شورای نگهبان و هیئت های اجرایی و نظارت است...
آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار که در دي ماه 82 و در زمان بررسي صلاحيت‌ها از سوي شوراي نگهبان انجام شده، ضمن تأکيد بر لزوم احراز صلاحيت کانديداها مي‌افزايند: دايره محرز را خيلى تنگ نگيريد؛ واقعاً ببينيم آن مقدار صلاحيتى كه براى مجلس در زمينه التزام به قانون اساسى و التزام به دين مبين اسلام و بقيه شرايط وجود دارد، چه اندازه التزامى است. گاهى مثلاً فرض بفرماييد يك نفر در فضايى قرار مى‏گيرد كه هيجانى مى‏شود و حرفى مى‏زند كه ممكن است حرف خوب و درستى نباشد؛ اما حاكى از عدم التزام آن شخص به دين يا به جمهورى اسلامى نيست. فرض كنيد جوانى است كه در محيطى هيجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته‏اند و او هم حرفى زده، يا در جلسه‏اى كه دو، سه يا پنج نفر از دوستان راجع به كشور و اسلام صحبت مى‏كنند، جمله‏اى گفته كه اين جمله ممكن است در صحبتى دوستانه قابل قبول باشد ـ هرچند كه انتقادآميز بوده؛ يا انتقاد از رهبرى يا از برخى از مبانى نظام ـ اما نمى‏توان اين جمله و حرف را كه به گوش ما رسيده، حاكى بدانيم از اين‏كه اين شخص از صلاحيت ساقط شده است.
 

رهبر انقلاب با بيان اين‌که احراز صلاحيت يقيني ممکن نيست، با بيان برخي مسائل فقهي و اصولي، مراد از احراز صلاحيت را احراز صلاحيت عرفي دانستند.
ايشان همچنين ضمن تجليل از اعضاي شوراي نگهبان و عادي دانستن روال بررسي صلاحيت کانديداها در تمام دنيا اظهار کردند: مراقب باشيد حقّ كسى ضايع نشود؛ چون ردّ صلاحيت چيز كوچكى نيست؛ يعنى اين‏كه ما كسى را ردّ صلاحيت كنيم و احياناً صلاحيت داشته باشد. «جرح»، مسأله خيلى مهمى است. اين‏طور نيست كه بگوييم ما اين‏طور فهميديم؛ نه، بايد جوانبش كاملاً ديده و رعايت شود. در بعضى از موارد و مصاديقى ـ بنا نداريم وارد جزئيّات شويم ـ كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و ديدم، اين معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت.
 
ايشان در ادامه به موضوع بررسي صلاحيت نمايندگان اشاره و تأکيد کردند: در مورد نمايندگان مجلس هم من به جناب آقاى جنّتى پيغام دادم ـ پاى اين مطلب هم ايستاده‏ام و به نظر من هيچ شبهه هم ندارد ـ كه اين‏جا جاى استصحاب است، مادامى كه خلافش ثابت شود؛ يعنى شما نگوييد ما آن وقت يقين نداشتيم؛ نه، حملِ بر صحّت كنيد. جايى هم كه هم عمل خودتان را ـ آنهايى كه بوديد ـ هم عمل ديگران را ـ آنها كه نبودند ـ شك داريد، حملِ بر صحّت كنيد. اينهايى كه آمدند، با احراز آمده‏اند؛ مگر خلافش ثابت شود. اگر خلافش ثابت شد، به حرف هيچ‏كس گوش نكنيد و همان مطلبى را كه ثابت شده عمل كنيد؛ اما اگر خلافش ثابت نشد، اين احراز، استصحاب است و هيچ لزومى ندارد كه انسان بخواهد از طريق ديگرى اين صلاحيت را احراز كند.
برای دیدن متن کامل بیانات کلیک کنید

وحيد جليلي(سردبیرسابق ماهنامه سوره و سردبیر فعلی ماهنامه راه):
مديران ما از نقد برون گفتماني بيشتر از نقد درون گفتماني استقبال مي كنند!

اشاره: وحيد جليلي از جمله رويشهاي جوان عرصه فرهنگ انقلاب اسلامي است. او كه معتقد است، فعليتهاي فرهنگي بايد رويكرد جبهه‌اي و زنجيره‌وار داشته باشد،‌ از جداسازي «عدالت» از فرهنگ انقلاب و عدم نگرش عادلانه به مفاهيم ديني و فرهنگي انتقاد مي كند. جليلي كه با رويكردي انتقادي و عدالتخواهانه «سوره» دوره چهارم را سردبيري مي كرد، توانست به كمك همراهانش مجله سوره را به يكي از اثرگذارترين مجلات فرهنگي كشور تبديل كند. مجله‌اي كه با مخاطب قرار دادن نسل جوان دانشجو و طلبه، يك جريان فرهنگي انقلابي را سامان بخشيد. امروز و پس از بروز اختلافات مسوولان حوزه هنري با تحريريه سوره، جليلي و همفكرانش انتشار مجله «راه» را با همان رويكرد «سوره» آغاز كرده‌اند. 
گفت و گوي زير چندي پيش با وحيد جليلي، مسؤول دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب و نفر برتر جشنواره مطبوعات در سال 86 در رشته سرمقاله، در خصوص مسايل فرهنگي و فضاي مطبوعات كشور صورت گرفته است. وي كه سردبيري روزنامه ابرار را پيش از ماهنامه سوره در كارنامه خود دارد، در گفت و گو با سياست روز از مسوولان فرهنگي كشور به خاطر عدم حمايت مناسب از مطبوعات و جريان هاي فرهنگي انقلابي انتقاد كرده است: 
                                                       

**** آقاي جليلي پس ازسوم تير و پيروزي آقاي احمدي نژاد آيا فضاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور به اندازه دوره اصلاحات و دوران پس از دوم خرداد، تحت تاثير جريان و گفتمان پيروز قرار گرفت يا خير؟!

متاسفانه اين اتفاق نيفتاد، شما مي توانيد ميزان تغيير فضاي فرهنگي كشور را در عرصه هاي مختلف مطبوعات،‌كتاب، سينما و... را در دو دوره پس از دوم خرداد و پس از سوم تير مقايسه كنيد. من جايي ديگر هم نوشتم كه ميزان فيلم ها و كتاب هايي كه در دوره موسوم به اصلاحات و با آن گفتمان خاص آنها بلافاصله توليد شد را با همين موارد در دوره دولت نهم مقايسه كنيد. آقاي احمدي نژاد ادعا كنند يك كتابي را اگر من نبودم منتشر نمي‌شد، البته بجز كتاب «احمدي نژاد معجزه هزاره سوم»(!) يا ايشان ادعا كنند يك فيلمي را كه اگر من نبودم ساخته نمي‌شد، البته بجز فيلم مكس(!)و...  مشكل عمده اين امر، هم در تعيين غلط زمينه ها و علت هاي پيروزي سوم تير، توسط برخي اطرافيان آقاي رئيس جمهور است، و اينكه در مورد زمينه‌سازي‌هاي فرهنگي براي وقوع سوم تير بي‌اعتنايي شد و قاعدتا وقتي نگاه اين باشد كه كار فكري و فرهنگي و رسانه‌اي و … هيچ تاثيري در زمين خوردن شبكه سرمايه‌داري در ايران و روي كارآمدن كسي كه شعارهاي عدالت خواهانه مي‌داد و علمش علم مردم گرايي و ساده زيستي بوده نداشته است؛ بنابراين ادامه استمرار چنين جايگاهي هم بي نياز از كار فرهنگي و رسانه‌اي و … است. به همين جهت نبايد هم به دنبال حفظ عواملي باشند كه منجر به چنين تغييري در ساختار سياسي جامعه شد. تحليل غلط اين چنيني باعث شد براي ابزارهاي فرهنگي ارزشي قائل نشوند و ارزش آن را در نيابند.

*** از دولت و مديران كه بگذريم در مورد بدنه نيروهاي انقلابي و حزب اللهي بفرماييد اين نيروها چقدر مايل به تحرك در اين زمينه مي‌باشند. با نگاهي به فضاي مطبوعات كشور به نظر مي رسد امروز كم تحرك ترين قشر در عرصه مطبوعات و امور فرهنگي نيروهاي انقلابي و فرهنگي مي‌باشند. در اين مورد توضيح بفرماييد؟

ما بايد ببينيم نيروي حزب اللهي در عرصه رسانه يعني چه؟ آيا يعني ريش داشتن و نماز خواندن و ظاهر آرايي كردن يا اينكه عملكرد حزب اللهي داشتن. وقتي كسي احساس هويت حزب اللهي كند و عملكرد حزب اللهي در رسانه داشته باشد چقدر اين امكان فراهم است؟ وقتي بسياري از مديران نظام در سطوح مختلف اولا هيچ استقبالي از شكل گيري رسانه حزب اللهي نمي‌كنند و ثانيا فراتر از آن مانع تراشي در امر شكل گيري رسانه حزب اللهي مي‌كنند، قاعدتا اين امر «ريزش» را به دنبال خواهد داشت و گرنه ما «رويش» بسيار داشته‌ايم، رويش‌هايي كه برخي فضاهاي نظام آنها را تبديل به ريزش كرد. اين كاملا واضح است. يعني شما اگر بخواهي در رسانه اي فعاليت كني و نقد درون گفتماني كني هيچ استقبالي از تو نمي‌شود و جالب اينجاست كه نقد برون گفتماني توسط بسياري از مديران بيشتر مورد استقبال قرار مي‌گيرد و مانع تراشي كمتري در قبال آن مي‌شود.
بايد بدانيم كه يك جريان جدي براي عدم شكل گيري رسانه‌هاي مردمي، انقلابي و حزب اللهي در بدنه دولت در سطح مختلف و در دوره‌هاي مختلف وجود داشته و كماكان وجود دارد! چون رسانه حزب اللهي به مراتب از رسانه‌هاي ليبرال و تكنوكرات براي يك سري جريانهاي مديريتي در جمهوري اسلامي خطرناك تر است؛ چون بين نظام و افراد قائل به تفكيك مي‌باشند؛ تا موقعي كه چنين فضايي وجود نداشته باشد يعني افراد به نظام چسبيده باشند و نشود آنها را از يكديگر تفكيك كرد - كما اينكه در نقدهاي برون گفتماني ديده مي‌شود مي‌گويند اصلا مباني نظام جمهوري اسلامي و ساختار آن مشكل دارد و مشكل افراد نيستند! - اين را مديران بيشتر استقبال مي‌كنند تا اينكه يك نفر بگويد نه مباني و ساختار نظام درست است، عملكردها بايد بررسي شود، اينجا نظام به خطر نمي‌افتد اينجا افراد به خطر مي‌افتند، قاعدتا بايد جلوي چنين مصداقي را گرفت، چون اين براي برخي آقايان خطرناك است!

*** آقاي جليلي فكر مي‌كنيد چقدر از اين مديران فرهنگي كه بعضا به دولت هم مربوط نيستند، به فرهنگ انقلاب با همان تعبيري كه امام و رهبري، انقلاب اسلامي و اسلام ناب را با اسلام‌هاي آمريكايي متمايز مي‌كند معتقدند و آيا مديران ما با روحيه جهادي انقلابي در عرصه فرهنگ فعاليت مي‌كنند؟

مطمئنا چنين مديراني هستند، ولي بحث سر غلظت آن است، ما نمي‌توانيم بگوييم يك سري مدير انقلابي داريم يك سري مدير غير انقلابي؛ بلكه بحث اين است كه «آستانه حساسيت برخي مديران خيلي پايين آمده» و مباني انقلاب و… در آنها خيلي كمرنگ شده، لذا در سر بزنگاه ها اقدامات خوبي راشاهد هستيم، ولي وقتي رسانه‌اي را مي‌خواهيم اداره كنيم بايد بدانيم تفكر انقلابي و اسلامي صرفا خط قرمز ندارد و يك تفكر ايجابي است يعني اگر دشمن هم نداشته باشد كلي حرف براي زدن دارد، اگر كسي تهديدش هم نكند كلي هدف براي دنبال كردن دارد. اينها حد اين مطلب را پايين آورده‌اند، يعني مباني ايجابي‌اش رااز جاي ديگر مي‌گيرند ولي در موارد سلبي اين طور نيست مثلا مي‌گويند فلان آدم خطرناك است و بايد جلويش را بگيريم.
با اين نگاه رسانه انقلاب اسلامي حداقل يك «نسابي» مي‌خواهد تا جدي شود و الان سطح تفكر انقلابي در مديران فرهنگي ما به صفر نرسيده ولي به آن نسابي كه لازم هست تا از شكل گيري رسانه‌هاي انقلابي حمايت بكنند نرسيده و ازآن پايين تر است.

*** آقاي جليلي برخي معتقدند كه مطبوعات دوم خردادي از لحاظ كار حرفه‌اي خيلي قوي تر هستند و اين جريان كه بعضا مباني سكولار و ليبرال هم دارد خيلي بيشتر از نيروهاي انقلابي رسانه را جدي گرفته است، بعضي ها معتقدند در نيروهاي ارزشي و حزب اللهي توان و استعدد ايجاد مطبوعات قوي نيست، به نظر شما آيا در بدنه حزب‌اللهي كشور اين پتانسيل وجود دارد كه اگر امكانات خوب فراهم شود،‌ مجلات حرفه‌اي و قوي توليد كنند يا خير؟

چند مفروض داريم كه برخي از آنها بايد تصحيح و تكميل شود. فضاي ژورنالي و روشنفكري در ايران حداقل يك سابقه صد ساله پشت سر دارد (از مشروطه به بعد) اينها صد سال كار كردند و الان تيراژها چقدر است 50 هزار، 70 هزار، 100 هزار … در جامعه 70 ميليوني. بله به طور نسبي وقتي ما نگاه مي‌كنيم اينها واقعا قوي تر هستند ولي بايد در نظر داشت كه اينها واقعا نسبي هستند. در جامعه 70 ميليوني تيراژ بايد 2 ميليون باشد نه 70 هزار.
آنچه مهم است اين است كه شما بايد با جامعه خود ارتباط برقرار كني، اينكه شما يك فضاي وارداتي و ترجمه‌اي را براي 70-60 هزار نفر مطرح كني اين خيلي هنر بزرگي نيست آن هم در جامعه‌اي كه كاملا زمينه سياسي براي اقبال يك چنين رسانه‌هايي وجود دارد.
اتفاقا يك مقايسه‌اي بكنيم، انتزاعي بحث نكنيم عيني بحث كنيم. ببينيم آنجايي كه زمينه براي كار نيروهاي مذهبي فراهم شده جواب داده يا نه، مثلا مقايسه بكنيد مجله «سوره» زمان شهيد آويني را با مجله «دنياي سخن» يا «آدينه» كه آن زمان منتشر مي‌شد. آيا اينها برابري مي‌كنند يا نه ؟ !  شما نگاه بكنيد به كاري مثل كار  مجله «كمان»، كار جالب «كمان» در جشنواره‌هاي متعدد مطبوعات جايزه مي‌گرفت چه دوم خردادي‌ها و چه غير دوم خردادي‌ها، اين يعني شما از لحاظ كار مطبوعاتي مورد قبول دوست و دشمن مي باشيد، هم از لحاظ قلم و هم از لحاظ صفحه بندي ولي مجله «كمان» دويست شماره منتشر شد با تيراژ 3000 نسخه حتي امكان اين را پيدا نكرد كه به دكه برود. در همان شرايطي كه مجله «همشهري ماه » با 460000 نسخه در مي‌آمد و مجاني توزيع مي‌شد با بهترين شبكه توزيع كشور، اين در حالي بود كه مجله كمان 16 صفحه‌اي و دو رنگ بود وي مجله همشهري ماه حدود 64 صفحه و تمام رنگي بود! در چنين شرايطي وقتي آدم بشنود كه حزب اللهي‌ها نمي‌توانند كار بكنند و آنها قوي ترند اين خيلي زور دارد. كساني اين حرفها را مي‌زنند كه حتي اطلاعات عمومي مطبوعات پس از انقلاب را هم ندارند.

*** پس به نظر شما اگر رويكرد مديريت فرهنگي  كشور عوض شود، اين پتانسيل در نيروهاي فرهنگي انقلاب وجود دارد؟

البته فقط مديريت هم نيست، امكاناتي كه ما مي‌گوييم خيلي وسيع تر از پول دادن و سوبسيد دادن و مجوز دادن و … است. هانطور كه گفتم شبكه روشنفكر در كشور حدود 100 سال كار كرده؛ شبكه شكل گرفته، جبهه شده، توليد و توزيع و مصرفش مشخص است و به يك چرخه خودكفايي رسيده هرچند كوچك است ولي چرخه حلقه‌هايش تكميل شده و به هم رسيده. ولي در عرصه رسانه ديني در حوزه‌هاي مختلف اين نيروها با هم وصل نشده و اين شبكه و چرخه و مجموعه ايجادنشده است.

*** آقاي جليلي، امروز جوانان و نوجوانان ما 80-70 درصد پاي ماهواره واينترنت مي‌نشينند، بحثي كه برخي صاحبنظرها دارند اين است كه ادبيات انقلابي مثل ساده زيستي و روحيات جهادي و … حداقل با آن سبكي كه در اوايل انقلاب بوده ديگر جواب نمي‌دهد و مي‌گويند شما بايد با اين نسل مثل اكثر برنامه‌هاي صدا و سيما برخورد كنيد يعني به هر بهانه‌اي سرگرم كنيد كه مشتري رسانه هاي خارجي نشوند، يك نگاه كاملا حداقلي. نظر شما چيست يعني با همان نوع كارهاي فرهنگي مثل كارهاي شهيد آويني ويا زمان اوايل انقلاب مي‌توان همان شرايط و روحيات را ايجاد كرد يا فضاي رسانه‌اي دوران امروز شرايط را دگرگون كرده است؟

اين هم يكي از مشهورات است يك «هوچي گري» است. شما نشريات سال 56 را نگاه كنيد سينماها و تلويزيون و راديوي سال 56 را نگاه كنيد. اين طور نبوده كه مردم مصرف فرهنگي نداشته باشند، در خيابانها از مشروب فروشي و سينما و كاباره، همه چي پمپاژ مي‌شده، در همان فضا انقلاب اسلامي اتفاق افتاده.

*** خوب عده‌اي مي‌گويند چون در آن دوران فضاي انقلابي ايجاد شده باعث شده كه برخي بيايند ولي الان ديگر آن ابزار انقلاب وجود ندارد؟

نه بحث اين است كه آيا اين جذابيتهاي مثلا ضد ارزشي و … آن قدر قوي هست كه بتواند مردم را از گرايش‌هاي معنوي و انقلابي جدا كند يا خير؟ نه به نظر من آن قدر قوي نيست اين هم كه بگوييم كه در زمان انقلاب شرايط انقلابي بوده و بحثهاي ساده زيستي و از اين قبيل مطرح بوده صحيح نيست، شما نگاه كنيد بيشترين جلوه‌هاي انقلاب در عرصه فرهنگي بوده مثلا، الگوي حجاب چرا تغيير كرده؟ چون نگاهها عوض شده، انقلاب فقط اين نيست كه فقط در يك حوزه حرف براي گفتن داشته باشد. انقلاب مفهوم وسيعي است و در تمام زمينه‌ها تحول ايجاد كرده، خيلي از لحاظ انسان شناسي اتفاق جديدي نيفتاده كه بگوييم كسي كه پاي ماهواره مي‌نشيند و سي دي مي‌بيند و بازي كامپيوتري مي‌كند و … ديگر كور شده، بستگي به اين دارد كه ما كار كيفي قوي ارائه بدهيم يا ندهيم. من در اين قضيه معتقدم كه كار كيفي بايد صورت گيرد. الان اين اتفاق تكنولوژيكي كه افتاده اصلا فرصتي است براي ما.

*** اصولا آيا كارهاي فرهنگي كه بچه‌هاي انقلابي توليد مي‌كنند معطوف به اين طيف جوانان ماهواره نشين و... هست يا اينكه طيف ماهواره نشين اگر جذب كارهاي فرهنگي شده‌اند، بيشتر از نوع برخي كارهاي سطحي صدا وسيما بوده‌است؟

من مي‌خواهم سئوال كنم طيفي كه مثلا الان جذب تشكل‌هاي دانشجويي و … هستند اينها كاملا از فضاي ماهواره و سي دي و سايتهاي مختلف بيگانه‌اند؟ اين طور نيست كه اينها بيگانه باشند.
ما بايد بدانيم ابزارهاي جذابيت فقط ماهواره و سي و دي و اينترنت و … نيستند، شما «اخراجي‌ها» مي‌سازي ركورد تاريخ سينماي ايران را مي‌شكند، شما «آژانس شيشه‌اي» مي‌سازي در دوره خودش بين همه فيلم‌هااول مي‌شود،«ليلي با من است» مي‌سازي همه دنبالش هستند، «زير نور ماه» مي‌سازي جذاب است و همه استقبال مي‌كنند پس در همين شرايط نمونه‌هاي متعددي داريد كه جواب گرفته‌ايد در همين شرايطي كه به قول شما ملت ماهواره هم دارند. شما مي‌تواني چيزهايي نشان دهي كه ملت ببيند، شما مي‌تواني «بازي رايانه‌اي حزب الله» را توليد كني، اين جذاب نيست؟ سي دي روح ا… جذاب نيست؟ پس ما نمي‌توانيم بگوييم كار نمي‌كنيم چون اينها ذاتا جذابيت ندارد و پيام ما ديگر جذابيت ندارد. اين حرفي است كه دارند نسبت مي‌دهند.

*** پس شما معتقديد ما هم توانش را داريم و هم پياممان جذابيت خود را دارد؟

اصلا من مي‌خواهم بگويم چرا ماهواره در جامعه ما شكل گرفت و رواج پيدا كرد. به خاطر اينكه تلويزيون بعضا از مباني انقلاب روي برگرداند. در يك ميزگردي كه ما در راديو داشتيم، وسط آن برنامه را قطع كردند حرف ما همين بود! مي‌گفتيم اصلا ما عدالت خواه نستيم و ضد عدالت هستيم، شما بياييد استفاده ابزاري از عدالت بكنيد، عدالت يك فضاي بسيار عالي براي جذب است. ما مي‌گوييم اگر تلويزيون روي ورزش زوم مي‌كند اصلا به خاطر اين است كه فرار كند از برنامه‌هاي جذاب عدالت خواهي به معناي وسيع خودش.
من معتقدم صدا وسيما مي‌تواند برنامه 90 بسازد در مورد پيشرفتهاي علمي كشور. نشان دهد پويايي و نشاط وجود دارد، تحرك وجود دارد، و خيلي هم جذاب باشد و صدها هزار نفر و بلكه ميليون ها نفر هر هفته بنشينند و آن راببينند. صدا و سيما مي‌تواند برنامه جذابي بسازد كه هر هفته 30 ميليون بيننده داشته باشد. در مورد مبارزه با فساد اقتصادي مي‌تواند برنامه توليد كند كاملا در چارچوب نظام و تحكيم كننده پايه‌هاي نظام. يعني عدالت به مثابه عامل جذب، مطالبه گري به معناي عامل جذب.
شما ببينيد يك برنامه گفت و گوي ويژه خبري شبكه 2، كه تازه يك برنامه متوسط است، چون كه يك مقدار نشان مي‌دهد كه رودربايستي ندارد و مسئولين را مي‌آورد و بازخواست مي‌‌كند؛ كلي بيننده پيدا مي‌كند. خبر 20:30 چرا جذاب مي‌شود اين نشان مي‌دهد كه يك خطي وجود دارد كه اگر پيگيري شود و فعال كنيد خيلي نتيجه مي‌دهد.
در حالي كه الان شاهد هستيم كه دكور برنامه‌هاي مذهبي را به شركتهاي توليد كننده مبل مي‌فروشند! شاهد بوديم كه برنامه «ماه عسل» چطور «مبل هاي آنچناني» را تبليغ مي‌كرد. برنامه ورزشي شما تلويزيون خانگي جايزه مي‌دهد و آخرين مدل كالاها را تبليغ مي‌كند و جوايز مسابقات و … را هم شاهد هستيم. اينها حداقل‌هاست.
البته بر اين هم بايد تاكيد كنيم كه تجمل گرايي در صدا و سيما فقط اين نيست؛ تجمل يعني موضوعيت دادن و جدي كردن اشياء و ابزارهايي در زندگي و معيشت كه اصلا ارزش واقعي ندارند. شما ارزش ذهني بيهوده براي اينها صرفا براي برتري طلبي ايجاد مي‌كني، خوب به اين معنا خيلي برنامه‌هاي تلويزيوني تجملاتي است. يعني مثلا خانه شما گاز ندارد شما بر روي پرده آن سرمايه گذاري كني.
در تلويزيون واقعي ترين نيازهاي جامعه حضور ندارد، جدي ترين مطالبات مردم بعضا سانسور مي‌شود، بعد راجع به هزار نوع غذاي آسيايي و اروپايي و … شما برنامه مي‌سازي! اصلا گاهي خبرهايي مي‌دهد كه اصلا خبرهاي دست آخر است: گاوي در فلان جا دو قلو زاييد! اين يعني تجمل گرايي. تجمل يعني اين، يعني منحرف كردن تمركز جامعه از مسائل واقعي به مسائل فانتزي. برنامه‌هاي ورزشي با اين ضريبي كه در صدا و سيما پيدا كرده است تجمل است اينكه در تلويزيون دائما تكرار و تاكيدشود كه نتيجه فلان بازي خارجي تا پايان نيمه اول چيست نشان دهنده تجمل گرايي برنامه‌هاي صدا و سيماست، اينها براي كسي كه چيزي براي خوردن ندارد، براي كسي كه بچه‌اش بيكار در خانه نشسته، نيازهاي ذهني تجملاتي ايجاد مي‌كند. مشكل بيكاري و فقر است ولي تلويزيون به او القا مي‌كند كه نياز در اين است كه بداني نتيجه فلان بازي تا پايان نيمه اول چيست اگر اين را نداني يك چيز مهمي از دست داده‌اي، يك چيزي كم داري. فقر اطلاعاتي داري. تجمل اين است فقر الكي براي مردم ايجاد كردن؛ تا در خانه‌اش مبل آنچناني ندارد احساس فقر مي‌كند. حالا از لحاظ ذهني شما مي‌خواهي يك چنين چيزي را به سرمايه ذهني جامعه القا كني اسم اين را هم مي‌گذراند جذب، خوب در اين صورت ملت گدا بار مي‌آيند.

*** آقاي جليلي اگر اجازه دهيد بحث را در همين راستا در مورد ساخت سريال‌هاي مذهبي، خصوصا سريال‌هايي كه در ماه رمضان ساخته شد پيگيري كنيم.

مبناي اينها متفاوت است. اينها دين برايشان سوژه است. مذهب براي اينها سوژه است، مذهب براي اينها راه نيست، مذهب براي اينها نگاه نيست، سوژه است. حالا در وجوه مختلف، يك وقتي معارف ديني را سوژه مي‌كنند. يك وقت خانواده ديني را سوژه مي‌كنند و … كه اين غلط است. اصلا نمي‌دانم «سريال‌هاي ديني»  يعني چه؟! پس در كنارش «سريال‌هاي غير ديني» بايد داشته باشيم؟!
بنده معتقدم الان مديريت فرهنگي با مديريت جريان روشنفكري به يك توافق نانوشته رسيده‌اند براي سد كردن تفكر انقلابي، شما نگاه مي‌كنيد عمده برنامه‌هاي صدا و سيما دست جريان روشنفكري است؛ تجليل‌هاي مجله «شهروند امروز» از آقاي ضرغامي را ببينيد. شما ببينيد آقاي كيميايي دعوت مي‌شود به برنامه ... يك ساعت مجريان تلويزيون التماس مي كنند كه آقاي كيميايي تو را به خدا جمهوري اسلامي را به رسميت بشناس، بعد صريحا مي‌گويند كه جمهوري اسلامي به شما جفا كرده و ما از شما معذرت مي‌خواهيم، صريحا اعلام مي‌كنند عين جمله اين است: در اين سالها به شما جفا شده است جناب كيميايي و … آقاي كيميايي هم با اعتماد به نفس تا آخرين لحظه مي‌نشيند و انتقاداتش را مطرح مي‌كند و... در مورد مرحوم قيصر امين پور آقاي عبدالجبار كاكايي مي‌گويد ايشان يك شاعر انقلابي بوده‌اند و موفقيت ايشان به خاطر اشعار انقلابي است و در مقابل، مجري برنامه محكم مي‌ايستد و مي‌‌گويد نه خير آقاي امين پور به اين خاطر موفق شد كه دنباله رو شعراي قبل انقلاب بود!
در همين برنامه عكاس AP  (خبرگزاري آسوشيتدپرس) مجري برنامه تلويزيوني مي‌شود! فردي مطرح مي‌كند برخي شبكه‌هاي خارجي درصدد ارائه تصوير خاصي از ايران هستند، عكاس AP محكم مي‌ايستد و مي‌‌گويد اصلا اين طور نيست آنها هيچ توطئه‌اي عليه ايران ندارند. بعد همين آقا كه به عنوان ميهمان آمده بود از جلسه بعد مي‌شود مجري تلويزيون و ايشان مي‌شود محور و ديگران را دعوت مي‌كند و عكاس فرانس پرس را دعوت مي‌كند.
متاسفانه مسوولان برخي صدا و سيما بسيار هوشمندانه و دقيق عملياتي را طراحي كرد كه توقعات از صدا و سيماي جمهوري اسلامي را به كف برساند.
يعني الان بچه حزب اللهي‌ها اگر در صدا و سيما گافي عليه اهداف آرماني انقلاب داده نشود خدا را شكر مي‌كنند! الان سطح توقعات ما به اين حد رسيده. در يك جمع بچه حزب اللهي بحث اين بود كه چطور مي‌شود برنامه ريزي كرد برخي مسوولان صدا و سيما را دور زد و به نوعي دو تا بچه حزب اللهي، دو تا هنرمند انقلابي را وارد كرد در برنامه‌هاي تلويزيون، اين يك بحث بسيار جدي بود. شما برنامه «مردم ايران سلام» را ببينيد؛ در اين برنامه محوريت با چه كساني است؟!
انفعالي كه در صدا و سيما در برابر تهاجم فكري و فرهنگي عليه انقلاب و نظام،  ايجاد شده، فضايي را براي روشنفكرها فراهم كرده  كه اكنون درصدد تسخير صدا و سيما هستند.
مثلا آقاي علي رضا كاظمي پور كه در سينما فيلم معلوم الحال «بازنده» را نوشته، مي‌شود نويسنده مذهبي تلويزيون جامعه شناس و نقاد فيلم‌هاي مذهبي تلويزيون، فيلم بازنده را فقط يك بار ببينيد و يك بار فيلم نامه‌اش را بخوانيد. چنين فردي مي‌شود سوگلي رسانه ملي، كه جامعه ديني را هم مي‌خواهد نقد كند!
منبع:سياست روز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حق گو  |